I LOVE YOU |
|
درباره وبلاگ
![]() امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد.
عکس بالا چند وقت یکبار عوض میشه. شما میتونید موضوع اون را انتخاب کنید و تو قسمت نظرات برام بنویسید. حتما انجام میشه. نظر یادتون نره@ "pourya_a2008" منوی اصلی
آرشیو مطالب
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: Powered By BLOGFA.COM |
|+| نوشته شده توسط S O F I A در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 | موضوع: دخترا فرق ميزارن بين موهاشون ... روسری رو ميزارن وسط سراشون يه شلوار می پوشن گندس براشون ... يه مانتو می پوشن قد پيرهناشون يه شلوار می پوشن کوتاه براشون ... تازه تا ميزنن اون پاچه هاشون يه جفت لنز ميخرن واسه چشاشون ... ميرن بيرون قر ميدن باهاشون يه سوييچ ميگيرن کف دستاشون ... ميگن ما بنز داريم جون اقاشون يه گوشی ميخرن بدون سيم کارت ... کشکی ميگيرن در گوشاشون ناخون ميزارن ۳۰۰-۲۰۰متر ... همچين يه نمور قد باباشون يه کيف ميگيرن زير بغلاشون ... بعد روش ميزنن عکس رفقاشون قرمز ميکنن دور لباشون ... مشکی ميکنن دور چشاشون ای بابا خسته شدم ازبس که گفتم ... درمورد اين افاده هاشون |+| نوشته شده توسط S O F I A در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 | موضوع: مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد. زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد! مرد قمار را کشف کرد و کارتهاي بازي را اختراع کرد. زن کارتهاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد! مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد. زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد! مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد. زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد! مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد. زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را کشف و اختراع کرد. ولي زن همچنان مشغول خريد بود! |+| نوشته شده توسط S O F I A در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 | موضوع:
آمار های جهانی نشان میدهند یک کامنت (نظر) بیش از دو دقیقه به طول نمی انجامد.
|+| نوشته شده توسط S O F I A در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 | موضوع: اگه دو تا مرد طالب يه زن باشن توي مملکتهاي مختلف چي به سر اين سه نفر مياد؟ توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما تکرار ميشه توي نروژ: معشوقه ی دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاوه بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن »عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره |+| نوشته شده توسط S O F I A در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 | موضوع: راننده زن را چطور بشناسیم
1) اگه ماشینش پنچر بشه کاپوت ماشین رو بالا میزنه و توی ماشینو نگاه میکنه!
2) اگه راهنمای چپ رو بزنه و سمت راست بپیچه! 3) وقتی پشت سرش باشی و چراغ بزنی یا بوق بزنی توی آینه رو نگاه کنه تازه یادش میاد که روسریش رو باید درست کنه! 4) وقتی که با سرعت 140 تا یه پیچ رو دور بزنه! (البته این یکی در مورد خانوم ها صدق نمیکنه چون اونا بشتر از 14 تا نمیرن) 5) وقتی که برن پمپ بنزین و بعد از زدن بنزین با همون شیلنگ داخل باک حرکت کنن برن! |+| نوشته شده توسط S O F I A در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 | موضوع:
يه
شب خانم خونه اصلا" به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه! صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكی از دوستهای صميميش (مونث) بمونه. شوهر بر ميداره به 20 تا از صميمی ترين دوستهای زنش زنگ ميزنه ولی هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن! يه شب آقای خونه تا صبح برنميگرده خونه. صبح وقتی مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونهء يكی از دوستهای صميميش (مذكر) بمونه. خانم خونه بر ميداره به 20 تا از صميمی ترين دوستهای شوهرش زنگ ميزنه. 15 تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده!! 5 تای ديگه حتی ميگن كه آقا هنوزم خونهء اونا پيش اوناست!! نتيجهء اخلاقی: يادتون باشه كه مردها دوستهای بهتری هستند!
يه مرد 80 ساله ميره پيش دكترش برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش می پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده: نتيجهء اخلاقی: هيچوقت در مورد چيزی كه مطمئن نيستی نتيجهء كار خودته ادعا نداشته نباش! |+| نوشته شده توسط S O F I A در یکشنبه چهارم شهریور 1386 | موضوع: مزایای بدحجابی و مانکن خیابانی بودن
۱-تغییر کاربری دستمال سفره و دم کنی به روسری و صرفه جویی در پول و پارچه ۲-بچه مطرح شدن خروس و دارکوب به علت مد شدن مدل موی خروسی و بالا رفتن قیمت خروس در حد گاو ۳-بالا رفتن بی سابقه فروش گن های لاغری سونا بلت در حد کمپانی مایکروسافت به علت پوشیدن مانتوهای بدن نما و خوش هیکل بودن ۹۰٪ دخترای ایرانی (روم به دیوار مورچه خاک به گور) ۴-تولید نیروی برق و الکتریسیته و از راه اشعه تولید شده زلف دختران ایرانی در حد نیروگاه بوشهر ۵-قوی شدن چشم مردان ایرانی در حد تلسکوپ و گسترش زبان فارسی خصوصا این ضرب المثل((یه نگاه که حلاله)) ۶-کاهش نرخ بیکاری افراد شاغل در شغل های شریف خفاش شب ...عنکبوت..اتو زنی..تاکسی مرسی..مدیریت خانه عفاف ۷-ایجاد بازار کار برای دختران ایرانی به عنوان حوری در بهشت و دوبی ۸-پر شدن اوقات فراغت برادران همیشه در صحنه بسیج و برخورد با خانمها ۹-پیداش شدن خیلی میلیون جنیفر لوپز که استعداد انها سالها زیر مانتوی گشاد هدر میرفت ۱۰-افزایش فروش انواع گریس و متعلقات به علت نیاز دختران برای پوشیدن و دراوردن مانتوهای چسبان ۱۱-پیدا شدن دو نقطه برجستگی جدید اضافه بر برجستگیهای قبلی دختران ایرانی نظیر دانشگاه و اشپزی ۱۲-تکامل چشم مردان ایرانی و قابلیت چرخش در ۳۶۰ درجه برای دید زدن حداکثر داف ممکن |+| نوشته شده توسط S O F I A در یکشنبه چهارم شهریور 1386 | موضوع: حقیقت دانشگاه از دید دختران و پسران
اگر از پسرهاي پشت كنكور بپرسيد براي چه ميخواهند به دانشگاه بروند جواب حقيقي آنها اين خواهد بود: دختربازي .
اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر . حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را ميفرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه. ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد: * سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردميسوزد. * حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفهها را به هم گره زدهاند و ازپنجرهي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي ميگذرد ميآيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول ميكنند. پليس به طرف او ميآيد و چند روز بعد به پسرك ميگويد ما اصلا شما را نديده بوديم. * سري به يكي از کافی شاپهای اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا ميشوند نه كك اين ميگزه نه اون. * سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشستهاند و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت دختره مي نويسند (من خرهستم). * ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها ميسوزه و براي آنها سوپ مياره. پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي ميكنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه ميبرند كه بله، اينو ما پختيم . دخترها فكر ميكنند كه اينها ديگه آدم شدهاند و با تعارف سوپ را ميگيرند. غافل از اينكه پسرها... حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!! |+| نوشته شده توسط S O F I A در یکشنبه چهارم شهریور 1386 | موضوع: علایم عاشق شدن مردهای ایرونی
ژست
دستش را به طرف گلويش برده و كراوات خود را صاف ميكند يقه اش را ميزان ميكند گرد و غبار فرضي روش شانه هايش را ميتكاند آستين، پيراهن و لباسهاي ديگر خود را مرتب و صاف ميكند موهايش را مرتب ميكند قلاب كردن شست در كمربند اين عمل به معناي ابراز و بيان قدرت و صلابت مردانگي بوده و فرد سعي در نشان دادن قدرت و توانگري خود ميكند. حالت بدن خيره شدن نگاه معني دار |+| نوشته شده توسط S O F I A در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 | موضوع: فرق حمام کردن آقايون و خانمها
يك دختر در حمام
ساعت ۴ بعد از ظهر ۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره ۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش ۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان ۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده ۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره ۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره ۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه ۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي ۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته ۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده ۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت ۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه ۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه ۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه ساعت ۸ شب
ساعت ۴ بعد از ظهر ۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق ۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم ۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه ۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش ۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره ۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون ۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره ۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا ۹ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده ۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش ۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش ۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه ۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق ۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه منبع:""""""""""""""""""""smspk.blogfa.com""""""""""""""""""""""""" |+| نوشته شده توسط S O F I A در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 | موضوع: خصوصيات آقا پسرها
سن ۱۴ سالگی: تازه توی اين سن ، هر رو از بر تشخيص ميدن! (اول بدبختی!) سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد! سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن! سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم مي شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!) سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش مي شن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه! سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابی گوش ميدن! سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده! سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! (مثلا عاقل ميشن!) سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن! سن ۲۳ سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز مي شن! (ديدشون عوض ميشه!) سن ۲۴ سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت! سن ۲۵ سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست! سن ۲۶ سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟! سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش! سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نميومدم!!! خصوصيات دختر خانمها |+| نوشته شده توسط S O F I A در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 | موضوع: بچه مثبت
بچه مثبت قد متوسطي دارد با چشم هاي قهوه اي ( در مواردي چشم روشن هم ديديه شده است )
بچه مثبت فرق باز نمي کند ، ژل نمي زند ، هيچ وقت مدل تيفوسي و تن تني و ... را روي کله اش امتحان نکرده است . موهايش را به يک طرف سرش شانه مي کند و مي خواباند . بچه مثبت اگر کوسه نباشد ريش دارد ، اگر اهل ريش زدن باشد عمرآ ريش تنها يا خط ريش باريک يا پازلقي بلند را امتحان نکرده است . بچه مثبت پيراهن پارچه اي ساده مي پوشد ، گاهي چهارخانه و راه راه ، گاهي وقتها که غلظت آلاينده خلافش بالا بزند آستين کوتاه هم مي پوشد .
در بيشتر موارد شلوار پارچه اي راسته مي پوشد ، گاهي کتان و در موارد بسيار معدودي شلوار جين . او تا حالا شلوار هفت هشت جيب نپوشيده .
کفش هاي بچه مثبت از همين کفش هاي چرمي مردانه است ، گاهي هم کفش ورزشي مي پوشد ، اما نه در رنگ هاي اجق وجق . کمربند مي بندد و ساعت بند چرمي .
بچه مثبت کتاب مي خواند . هفته اي يکي دوتا هم نشريه مي خرد . گاهي وقتها شعر مي گويد يا داستان مي نويسد .
بچه مثبت خلاف نيست . پايش را از محله بيرون نمي گذارد . پاتوقش نه زير چراغ برق است ، نه سالن بدن سازي ، نه کافي نت . خيلي که دست از پا خطا کند مي رود کتابخانه يا ويدئو کلوپ .
کسي به بچه مثبت سيگار تعارف نمي کند ، پيشنهادهاي اين چنيني را هم رد مي کند . علي الاصول اهل خلاف ملاف نيست .
بچه مثبت گاهي عاشق مي شود . عاشق دختر دايي يا دختر خاله اش . از همان اول هم به ازدواج فکر مي کند . بلد نيست نامه عاشقانه بنويسد ، بنابراين از شعر زياد استفاده مي کند .
معدل بچه مثبت الف است . جزوه هايش مرتب و هميشه توي کلاس رديف اول مي نشيند . بچه مثبت فکر مي کند دودره يعني اتاقي که دو تا در داشته باشد ! |+| نوشته شده توسط S O F I A در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 | موضوع: آیا میدتنستید که؟
) اكثر افراد در كمتر از 7 دقیقه خوابشان میبرد! ) دارچین بسیار کشنده است اگر به صورت وریدی به انسان تزریق شود. 1- فاصله بين مچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است. |+| نوشته شده توسط S O F I A در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 | موضوع: زنان از نظر علم شیمی و طرز تهيه
زن در طبيعت کمتر به صورت آزاد موجود است و بيشتر به صورت ترکيب با عناصر ، مانند انيدريد تکبر و سولفات خودبينی و ناز در منازل يافت می شود
|+| نوشته شده توسط S O F I A در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 | موضوع: شباهت هاي دختر ها و پسر هاي ايروني
1-هر دو تاشون فکر مي کنن جامعه درکشون نمي کنه.
2-به دو تاشون اگر رو بدي سوارت ميشن 3-هر دوشون مي تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند. 4-هردوتاشون با والدينشون دعوا و درگيري دارند. 5- مهمترين ويژگي هر دوتاشون تغیير شخصيتشونه. 6-دو تا شون در ظاهر دشمن خوني جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه جنس مخالف غش و ضعف ميره. 7-دو تاشون از دروغ متنفرن اما هيچ وقت حرف راست نمي زنند! 8-دو تا شون تا سن 20 سالگي 3 بار عاشق ميشن و در عشق شکست مي خورند! از 20 به بعد هم تو رويا سير ميکنن و تو 40 سالگی که از رويا بيرون مي آيند مي بينن اطرافشون 5-6 تا بچه و بدبختي و بي پولي و ... هستش واسه همين اين دفعه ميرن تو کما و سکته ميزنند!!! 9-وقتي با يه پسر يا دختر ايروني قرار ميزاري بايد 2 ساعت ديرتر به محل قرار بري تا علف زير پات جوانه نزنه! |+| نوشته شده توسط S O F I A در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 | موضوع: ويروس عشق
چيزی که توی مملکت اصيل و با فرهنگ ما زياده، چيزی نيست جز عشق و عاشقی.
هرکسی با يه نگاه، يا صدا عاشق ميشه و يا بلعکس متنفر ميشه! اصولا گيرندههای رمانتيک قلب ما ايرونيا خيلی آنتن دهيش قويه و اتومات و فوری جواب میده. اونچيزی که اينروزا ما اسمشو گذاشتيم عشق چيزی جز يه ويروس نيست. ويروسی که از طريق چشم ها، آهنگ صدا، نوشته ها و تصاوير، اصطکاکات و... منتقل ميشه و فوقالعاده خطرناکه.... وقتی اين ويروس خوشگله وارد تن آدم ميشه يه سری اتفاقاتی به شرح زير صورت ميگيره: 1- بالا رفتن دمای بدن (يه چيزی تو مايههای تب) 2- افزايش ضربان قلب و اضطراب و هيجان. 3- کم اشتهايي و يا بلعکس. 4- بی تفاوتی نسبت به همه چيز غير از عامل انتقال دهنده ويروس. 5- بیخوابی و آبريزش از چشم و گاهی بينی و بعضی موارد از دهان. 6- سردرد، گلو درد، دل درد، درد مواضع ماهيچهای گردن و ستون فقرات و کمر و اجزای وابسته. 7- فلج موضعی مغز و عدم قدرت تصميمگيری عقلانی. 8- تمايل شديد به شمارهگيری تلفنی. 9- تزلزل شخصيتی و افت قدرت اعتماد به نفس و تمايل به مرگ. 10- تمايل به خنديدن يا گريه شديد. 11- افزايش شديد ميل خودکشی. 12- ضعف شديد و کلی دستگاه عمومی بدن. 13- تمايل شديد به خواندن شعر، شنيدن ترانه و دراز کشيدن روی تخت. 14- فوران آههای متمادی از ته دل. 15- گيجی، منگی، قاط زدن و ميل زياد به پياده روی. 16- اعتياد به سيگار، ترياک، هرويين، مرفين، کوکايين، کافئين، وازلين، استالين و ...ـئين. 17- فعاليت فوقالعاده سلولهای تصوير سازی و تخيل مغز. 18- قاطی کردن شب و روز و ماه و سال و پارکينسون موضعی مخ. 19- نياز شديد به محبت و آب يخ و چای و آب قند. 20- توجه بيشتر به آيينه و وسواس شديد صورتی. 21- تمايل بیاندازه به تکيه کردن به يک شخص يا پشتی محکم. 22- خواب روزانه و تغيير هويت شخصی از آدم به جغد و گاهی شغال. 23- مبتلا شدن به بيماريهايي از قبيل مازوخيسم، قانقاريا، کمحرفيسم، ورميسم چشمی، کوتاهی قد و وبا! 24- افسردگی و ... مرگ. همونطور که مشاهده كرديد، اين ويروس شهرام پهرام حاليش نيست. بیرحم و نامرده و توی تن هرکی بيفته فيتيله پيچش ميکنه. اين ويروس هيچ جوری هم درمون نميشه مگه اينکه يه جورای خاصی دوباره به تن کسی که اين ويروس رو منتقل كرده، برگردانده شود!! القصه... بد درديه اين عشق. شاعر ميگه: زدست ديده و دل هر دو فرياد / که اين عشق است که ما را داده بر باد و يا : عشق من منو صدا کن / اين ويروسو از تنم جدا کن(شاعر معاصر گم نام: م. و) خلاصه... اين از جريان عشق آلوده امروزی که ترکيبيه از شهوت، ذره هايي از عشق اصيل فراموش شده، تنها گريزی، پولداری، بيکاری، اينترنت، چشم و هم چشمی و.... و اما در اين بيماری هيچوقت انتقال دهنده اوليه ويروس مقصر نيست بلکه اون گيرنده است که يه جورايي خودشو ميندازه توی بدبختی و بيماری عشق. |+| نوشته شده توسط S O F I A در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 | موضوع: بدترين گناه اين است که به کسي که تو را راستگو مي پندارد دروغ بگويي « ويليام شکسپير» .. راجع به این متن خیلی قشنگ فکر کنین .. اگه به بهترین شخص زندگیتون دروغی گفتین خیلی راحت باهاش صحبت کنین، مطمئن باشین صداقت بهتون آرامش میده و یادتون باشه بهترین شخص زندگی همیشه درکتون میکنه تفاوت قلب دختران و پسران! قلب پسرها مثل پارکينگي است که هيچ وقت تابلوي ظرفيت تکميل بر در آن ديده نميشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است که مدت ماندن يک هواپيما در آن بستگي به فرود هواپيماي بعدي دارد شبي از پشت يک تاريکي غمناک و باراني تو را با لهجه گلهاي نيلوفري صدا کردم. تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا کردم . پس از يک جستجوي نقره اي در کوچه هاي آبي احساس تو را از بين گلهايي که در تنهاييم روئيد با حسرت جدا کردم اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است یکی پرسید :علم بهتره یا ثروت؟؟؟گفتم :هیچکدوم فقط نباشه منت . صبح كه از خواب پا ميشي دو تا انتخاب داري يا اينكه چشمات رو ببندي و دوباره برگردي به رويات و يا اينكه چشمات رو باز كني و به دنبال رويات بري و تو بيداري پيداش كني. انتخاب با خودته |+| نوشته شده توسط S O F I A در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 | موضوع: بوسه اختراع طبيعت است براي هنگامي که کلام قادر به بيان احساسات نيست |+| نوشته شده توسط S O F I A در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 | موضوع:
عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهید
*************************************** عشق آن است که صد دل به یک یار دهید |+| نوشته شده توسط S O F I A در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 | موضوع: سعي کن به خاطر کسي که دوستش داري، غرورت رو از دست بدي. ولي مواظب باش که بخاطر غرورت کسي رو که دوستش داري رو از دست ندي. |+| نوشته شده توسط S O F I A در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 | موضوع:
هيچ وقت دل به کسي نبند? چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنارهم جا نميشه ... ولي اگه دل بستي?? هيچ وقت ازش جدا نشو ... چون اين دنيا اينقدر بزرگه که ديگه پيداش نميکني??!
|+| نوشته شده توسط S O F I A در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 | موضوع: کلمات جادویی
- ویرانگرترین کلمه " تمسخر است " دوست داری با تو چنین کنند ؟ - بیرحمترین کلمه " تنفر " است از بین ببرش . - زشت ترین کلمه " دو رویی " است یکرنگ باش . - عمیق ترین کلمه " عشق " است به آن ارج بنه . |+| نوشته شده توسط S O F I A در دوشنبه چهارم تیر 1386 | موضوع: مسابقه
مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری را دارد . سوالات را بخوانید ۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟ الف) ۱۱۶ سال ب ) ۹۹ سال ج ) ۱۰۰ سال د ) ۱۵۰ سال او نمیتواند به این سوال جواب دهد ۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟ الف) برزیل ب) شیلی ج) پاناما د)اکوادور حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند ۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟ الف) ژانویه ب) سپتامبر ج) اکتبر د) نوامبر این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند ۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟ الف) ادر ب) آلبرت ج) جرج د) مانوئل خوب بقیه حضار باید به دادش برسند ۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟ الف) قناری ب) کانگارو ج) توله سگ د) موش در اینجاست که شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف میده اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه ی جوابها را میدانید و به این بنده ی خدا هم کلی خندیدید بهتره اول جوابها را بخوانید جوابها ۱ـ جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول کشید (۱۳۳۷ـ۱۴۵۳) ۲ـ کلاه پاناما در اکوادور تولید میشه ۳ـ انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته میشه ۴ـ اسم شاه جرج .آلبرت بوده که بعد از به سلطنت رسیدن به جرج تغیر یافت ۵ـ توله سگ .اسم لاتین آن insularia canaria یعنی جزایر توله سگ |+| نوشته شده توسط S O F I A در دوشنبه چهارم تیر 1386 | موضوع: کلید عشق
عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه
قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود
همیشه آنان که از خدا حاجت و درخواستی دارند
و ازو همواره چیزی میخواهند بسیارند
ولی آنان که خود خدا را میخواهند نایابند و اندک.
یادمان باشد
فقط از خدا بخواهیم
و از خدا ، فقط خدا را بخواهیم
زیرا از خدا ، غیر از خدا را خواستن ، کم خواستن است.
در دلم آرزوی آمدنت می میرد
رفته ای اینک ٬ اما آیا
باز می گردی؟؟؟
چه تمنای محالی
خنده ام می گیرد . . .
گمانم کرمهای کور ابریشم شبی
در پیله خود خواب چشمان تو را دیدند
که فردا ناگهان پروانه گردیدند.
|+| نوشته شده توسط S O F I A در پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 | موضوع: چه غریب ماندی ای دل نه غمی نه غمگساری
ای سینه امشب از غمش فریاد کـن فریـاد کـن
سنـگ دلا چــرا دگــر جــور و جــفــا نـمــیکـنی
تـــو کـیـسـتـی کـه مـن اینگـونـه بیتو بـیتـابـم |+| نوشته شده توسط S O F I A در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 | موضوع: تقدیم به بهترینم
به من آموختي معني عشق را … به من آموختي دوست داشتن به چه معناست! قصه عشق را برايم خواندي و كلمه دوست داشتن را برايم معنا كردي… به من درس عشق را ياد دادي ، و عاشق شدن را برايم معنا كردي… تمام سختي ها و غصه هاي عشق را در گوشم زمزمه كردي ، و مرا عاشق خودت كردي! اينك من معناي واقعي عشق را از تو ياد گرفته ام و ميخواهم آن چيزهايي كه به من آموختي را عمل كنم و با عمل كردن با آنها عاشقت بمانم. |+| نوشته شده توسط S O F I A در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 | موضوع: تقدیم به بهترینم
فرياد نزن ای عاشق بي سبب نيست چنين فريادم بی گناه در دام عشق افتادم چه درست و چه غلط زندگي هم خودم هم تورو بر باد دادم بی گناه در دام عشق افتادم اگر احساسم رو مي فهميدی... ما سزاوريم اگر گريانيم وقتی پيمان دل را مي بستيم گفته بودی فقط عاشق هستيم ولی با عشق نگفتيم هرگز نه گناه کرديم نه بی تقصيريم منو تو بازي چه ي تقديريم هردو در بيراهه ي بيراه عشق با دلو احساس خود.
براي زيستن دو قلب لازم است: قلبي که دوست بدارد قلبي که دوستش بدارند. قلبي که هديه کند قلبي که بپذيرد قلبي که بگويد قلبي که جواب بگيرد قلبي براي من قلبي براي انساني که مي خواهم تا انسان را در کنار خود حل کنم" به نظر من براي زيستن عقل لازم است عقلي که منطقي دوست بدارد عقلي که طوري فکر کند که باعث شود دوستش بدارند. عقلي که محبت هديه کند عقلي که محبت را معني کند. عقلي که سوال ايجاد کند عقلي که پاسخ دهد. عقلي که به زندگي جهت دهد و آن را هدف دار سازد. عقلي که بداند دنيا براي چيست و آخرت براي کيست. |+| نوشته شده توسط S O F I A در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 | موضوع: بدون تو چه پروازي، چه احساسي چه آوازي
تويي که از صداي من، شراب کهنه مي سازي بيا خوبم که مي دانم، در اين بازي نمي بازي نياز رو تو خودم کشتم، که هرگز تا نشه پشتم زدم بر چهره ام سيلي، که هرگز وا نشه مشتم من آن خنجر به پهلويم، که دردم را نمي گويم به زير ضربه هاي غم، نيفتد خم به ابرويم مرا اينگونه گر خواهي، دلت را آشيانم کن من آن نشکستني هستم، بيا و امتحانم کن غرور اي ناجي حرمت، تو با من پا به پايي کن به هنگام سقوط من، تو در من خودنمايي کن من آن خورشيد زرپوشم، که با ظلمت نمي جوشم بجز آغوش دريا را، نمي گيرم در آغوشم |+| نوشته شده توسط S O F I A در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 | موضوع: تقدیم به بهترینم
باز کن پنجره را و به مهتاب بگو |+| نوشته شده توسط S O F I A در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 | موضوع: |
|
|